انتخاب درست بازیگر برای نقش به خودی خود یک برگ برنده است که می توان نمونه آن را در سریال «بدنام» ساخته احسان سجادی حسینی و شخصیت عماد اعتماد با بازی امیر آقایی مشاهده کرد.
یکی از عناصر تعیین کننده در سریال های پلتفرمی به خصوص در یک سال اخیر که حجم تولید بالا رفته و رقابت میان پلتفرم های فعال بیش از پیش شده، عنصری به نام بازیگر است. انتخاب درست بازیگر برای نقش به خودی خود یک برگ برنده است که می توان نمونه آن را در سریال «بدنام» ساخته احسان سجادی حسینی و شخصیت عماد اعتماد با بازی امیر آقایی مشاهده کرد.
او که نخستین بار با سریال «نخستین شب آرامش» به کارگردانی احمد امینی، بازی اش به چشم مخاطبان سریال های تلویزیونی آمد، در سال های بعد تلاش زیادی برای حضور در نقش های متفاوت به خرج داد. به ویژه در فیلم هایی که گیشه پسند نبوده و بازیگر صرفا حکم یک ویترین را ندارد. برای مثال می توان به تریلوژی وحید جلیلوند به نام های «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»، «بدون تاریخ، بدون امضا» و «شب، داخلی، دیوار» اشاره کرد. علاوه بر اینها فرصت حضور در فیلمی از مسعود کیمیایی به نام «خائن کشی» آن هم در نقش اصلی را پیدا کرده و کارنامه بازیگری خود را پربارتر کرد.
عماد از آن دسته شخصیت هایی است که تماشاگر ایرانی،نمونه های مشابه آن را بارها و بارها دیده و کلیشه ها نقش مهمی در شکل گیری آن دارند. وکیل بلندپرواز و جاه طلبی که مهمترین دلیلش برای ازدواج با همسرش، پدر متنفذ و ثروتمندش بوده است! شراکت با ابراهیم ویسی، فرصتی طلایی برای برهم زدن قواعد بازی آشنای پسر فقیر و دختر پولدار است که عماد به راحتی آن را از دست نخواهد داد.
در عین حال، عماد کاراکتری باهوش و دسیسه چین دارد که فکر همه جای شراکت با ابراهیم را به جز شرط او برای تصاحب یلدا، کرده است! این درون متلاطم و آشفته را امیر آقایی به شکل مطلوبی از کاردرآورده و روی زوایای پیدا و پنهان آن کار کرده است. به همین خاطر هم کاراکتر کلیشه شده عماد اعتماد از نمونه های پیشن جدا شده و به شخصیتی کاملا تاثیرگذار در روند پیشبرد داستان تبدیل می شود. به ویژه در قسمت های اخیر که پوسته همیشگی خود را شکسته و در چند جبهه از پدر همسر خود و ابراهیم ویسی گرفته تا یلدا و اسماعیل می جنگد.
در سریال هایی از این جنس، اندک سکانس های بالقوه درخشان وجود دارد که گاه فعلیت پیدا می کنند. این اتفاق در قسمت شانزدهم بدنام رخ داده که مرکز ثقل آن امیر آقایی است. در جلد مرد شکست خورده ای که خانواده اش را از دست داده، تحقیر شده، روبروی ابراهیم ویسی ایستاده و دیگر یلدا را هم ندارد. سکانس طولانی گپ زدن او با اسماعیل به عنوان دو شکست خورده تمام عیار، میدان مناسبی برای عرضه اندام بازیگری همچون امیر آقایی است. مست بودن عماد هم کدهای بیشتری را در اختیار آقایی قرار داده تا شمایل یک قربانی را به او ببخشد. سکانسی کلیدی که برای تماشاگر پیگیر سریال آن هم از قسمت نخست، کاشت اطلاعات را با خود دارد. یک نقطه اوج در قسمت هفدهم که می تواند شخصیت عماد و نقش آفرینی آقایی را برای مدتی گوشه ذهن مخاطبان بدنام نگه دارد.
سپیده خان محمدپور
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران https://cinemaideal.ir/vdce.f8pbjh8779bij.html