«بدنام» ساخته احسان سجادی حسینی، تازه ترین کار عنقا در مقام نویسنده فیلمنامه و تهیه کننده به حساب می آید که در آن از همه فرمول های امتحان پس داده پیشین بهره گرفته شده است.
قصه های ملتهب اجتماعی برای جذب مخاطب به ویژه در مدیوم سریال جذابیت های فوق العاده ای دارند که گاه عالی از کار درآمده و گاه از کیفیتی نازل برخوردار هستند. فیلمنامه، مهمترین و کلیدی ترین بخش کار به حساب می آید که به تنهایی بخش مهمی از موفقیت یا شکست آن را رقم می زنند. حامد عنقا یکی از فیلمنامه نویسان و کارگردان هایی است که علاقه ویژه ای به قصه های ملتهب داشته و آن را در سریال پیشین خود از آقازاده تا گناه فرشته به نمایش گذاشته است.
«بدنام» ساخته احسان سجادی حسینی، تازه ترین کار عنقا در مقام نویسنده فیلمنامه و تهیه کننده به حساب می آید که در آن از همه فرمول های امتحان پس داده پیشین بهره گرفته شده است. اُپنینگ ملتهب، یکی از شاخص ترین آنها است که بدنام نیز از آن بهره گرفته و معمایی را در ذهن تماشاگر خود شکل می دهد.
مردی میانسال در وضعیت روحی آشفته خود را از طبقه بالای یک برج آویزان کرده و دار می زند. سپس قصه چند هفته ای عقب رفته و خط و ربط مرد موردنظر (اعتماد) با بقیه و به ویژه یلدا زن روشن می شود. رابطه عاشقانه او و یلدا، یکی از نقاط عطف کلیدی داستان به حساب می آید که با ورود ابراهیم، به یک مثلث تبدیل می شود. عشق و نفرتی که به موازات یکدیگر پیش رفته و سرنوشت تلخی را برای هر یک از آدم های درگیر آن رقم می زند.
شروع «بدنام» با سکانس دادگاه طلاق یلدا و اسماعیل پسر ابراهیم که حاملگی یلدا نیز به آن اضافه می شود، منحنی تنش فیلمنامه را به شدت بالا برده و سوال های زیادی را برای تماشاگر به وجود می آورد که به مرور در فلاش بک ها به آن پاسخ داده می شود.
علاقه بین یلدا و اعتماد که پدر همسر پرنفوذ دارد، بخش مهمی از قسمت نخست بدنام را پیش می برد. نقطه عطف نخست هم جایی است که ابراهیم به عنوان شریک تجاری ثروتمند اعتماد از علاقه خود به یلدا حرف زده و حتی به خود یلدا هم پیشنهاد ازدواج می دهد. رفتن یلدا بالای برج محل سکونت ابراهیم به قصد خودکشی، تنش را به اوج رسانده و زمینه را برای آشنایی او با اسماعیل فراهم می کند.
«بدنام» به عنوان سریالی که امضای حامد عنقا را پای خود دارد، از فرمول های آشنا و امتحان پس داده بهره بسیار گرفته است. یکی از مهمترین آنها، روابط های موازی عاشقانه ای است که می تواند زمینه ساز اتفاق های تلخ و خونین باشد. همچنین حضور بازیگری تازه کار در نقش قهرمان سریال که بار عمده درام را به دوش می کشد که قرعه این بار به نام ستایش رجایی نیا افتاده تا نقشی کلیدی را در این سریال ایفا کند. بازیگر جوانی که تا حدودی موفق نشان داده و باید برای رای قاطع در رابطه با کیفیت کار و بازیش، به تماشای قسمت های بعدی نشست.
سجادی حسینی هم در نگه داشتن ریتم موفق نشان داده و با وجود تعدد فلاش بک ها، تماشاگر خود را سردرگم نمی کند.
بابک جوادی
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران https://cinemaideal.ir/vdce.p8nbjh8ox9bij.html