کارگردان «جهان مبهم هاتف» بیان کرد که ایده اولیه ۳ سال پیش شکل گرفت و بعد فهمیدیم فیلم قصههای مختلفی برای پرداختن و حرف زدن دارد.
نشست پرسش و پاسخ فیلم «جهان مبهم هاتف» به عنوان اولین نشست روز یازدهم جشنواره ملی فیلم فجر با حضور مجید رستگار کارگردان، امیر مهریزدان تهیهکننده، محمدرضا مظاهری و امید میرزایی بازیگران این فیلم با اجرای حمیدرضا مدقق در سالن ۱۲ پردیس ملت برگزار شد.
رستگار در توضیح شکل گیری اثر گفت: ایده اولیه ۳ سال پیش شکل گرفت و بعدتر پژوهشها را انجام دادیم و دیدیم قصههای مختلفی برای پرداختن و حرف زدن دارد. یک سیر زندگی دارد که از نوجوانی شروع میشود و تا جوانی ادامه مییابد. برای فیلم نیاز به قصههایی داشتیم که درامی داشته باشد و بتوان قصه را جلو برد.
این کارگردان توضیح داد: دنبال سوژهای بودیم که بشود از آن کانسپت رفاقت ایجاد کرد و در یک ساعت و نیم ریتم هم داشته باشد و این کار سختی بود. بخشی از اتفاقات کار واقعی بود اما برای دراماتیزه بودن آن قصههای دیگری هم اضافه شد.
مهریزدان تهیه کننده نیز گفت: ما یک دغدغه کلی نسبت به افق آینده سینما داشتیم و سراغ جوان هایی رفتیم که کارهای بزرگی انجام داده بودند با دوستانی که تاریخ شفاهی جوانان نخبه را کار میکردند مشورت گرفتیم و از بین اینها پرداختن به این داستان برایمان جذاب بود.
وی اضافه کرد: درواقع ما میدانستیم یک سوژه رو به آینده داریم که باید قصهای برای پرداختن و سینمایی شدن آن وجود داشته باشد.
محمدرضا مظاهری درباره نقش خود گفت: روند داستان به نوعی بود که نادیده گرفتن شخصیت اصلی توسط دوستانش به مسیری میرود که این شخصیت را شکل میدهد.
رستگار در ادامه درباره فیلمنامه بیان کرد: گروه سنی نویسندگان ما بسیار جوان بودند برای کار اول و شروع خیلی ادعایی نداشتیم اما سعی کردیم کار قابل قبولی ارائه دهیم.
وی درباره انتخاب بازیگران نیز عنوان کرد: از حدود ۴۵۰ نفر تست گرفتیم و به تئاترها رفتیم و در نهایت بازیگران فیلم انتخاب شدند. وظیفه مهمی که فیلمساز دارد معرفی بازیگران به سینماست رسالت ما فقط ساخت نیست باید یک خون جدیدی به بدنه سینما از طیف بازیگر ارائه دهیم.
رستگار تصریح کرد: به عنوان فیلم اول اعتماد به بازیگر سخت بود و به خاطر سینمای خانگی بازیگران اکثرا همه سرکار هستند.
رستگار درباره سوژه فیلم بیان کرد: به دلیل برخی چالشهای سانسور تصمیم گرفتیم از شرکتهای دانش بنیان دور شویم و به شرکتهای خصوصی برسیم.
وی اضافه کرد: برای رسیدن به درام جذاب اندکی از واقعیت فاصله گرفتیم و به شخصیت ها رنگ و فراز و فرود دادیم. از قصه اصلی به درام رسیدن کار سختی بود. داستان در دوران دانشگاه این شخصیتها میگذشت و کمتر به بخشهای دیگر زندگی آنها پرداخته شده است.
مهریزدان عنوان کرد: لوکیشن ما یک نیروگاه خارج از تهران بود که حضور و آفیش ما در آنجا فرایند پروژه را طولانیتر میکرد و مانع تمرکز و پرداختن روی ظرایف میشد.
رستگار درباره کار در نیروگاه نیز عنوان کرد: نیروگاههای برق کشور از نظر امنیتی سطح یک است و باید برنامه ریزی میکردیم چگونه از وسایل آنجا استفاده کنیم یا فیلم و عکس بگیریم مثلا اجازه فیلمبرداری از نمای هوایی را نداشتیم.
وی درباره مفهوم امید در فیلم اظهار کرد: شخصیت ها بعد از شکست دوباره شروع کردند و نا امید نشدند و فکر میکنم اوج اتفاق فیلم همین از صفر شروع کردن است.
رستگار ادامه داد: از رضا کیانیان و لیلا زارع تشکر ویژه میکنم به جهت اینکه با من به عنوان یک فیلم اولی کار کردند و در ملاقات اولیه به نتیجه رسیدیم. با من اصلا مشکل و بحث مالی نداشتند حتی لیلا زارع حدود ۵ روز بیشتر از افیش خودش کار کرد.
مهریزدان در پایان گفت: شکست شخصیتها در فیلم از مقتضیات جوانی است. واتسپ https://cinemaideal.ir/vdcf.cdtiw6dcmgiaw.html