۰
plusresetminus
پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی با معرفی برگزیدگان بخش‌های مختلف در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
برگزیدگان پانزدهمین جشن انجمن منتقدان سینمای ایران معرفی شدند
پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی با معرفی برگزیدگان بخش‌های مختلف در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش سینماایده آل؛ در این مراسم چهره‌هایی همچون رسول صدرعاملی، امین حیایی، حسن پورشیرازی، حامد بهداد، پریناز ایزدیار، پژمان جمشیدی، هوتن شکیبا، آزاده صمدی، داریوش فرضیایی، اکتای براهنی، نصرالله مدقالچی، سارا بهرامی، سارا حاتمی، سجاد بابایی، ستاره پسیانی، مهسا حجازی، بابک خواجه پاشا، رضا بابک، بانیپال شومون، بامداد افشار، ناهید مسلمی، علیرضا ثانی‌فر، مستانه مهاجر، ندا جبرئیلی، نفیسه روشن، بهزاد خلج، ناصر ممدوح، تورج الوند، سهیل دانش اشراقی، کاظم دانشی، امید شمس، فرزین محدث، سهیل موفق، صدف اسپهدی، مجید صالحی، امیر غفارمنش، میرسعید مولویان و … حضور داشتند.

در ابتدای این مراسم که فرزاد حسنی اجرای آن را برعهده داشت، یاد احمد پژمان، آهنگساز و شاپور عظیمی منتقد فقید سینما را گرامی داشته شد و پس از آن ویدئویی درباره مرور ادوار جشن منتقدان پخش شد.

سپس جعفر گودرزی، دبیر پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران روی صحنه آمد و بیانیه‌ای قرائت کرد.

پانزدهمین جشن منتقدان فرصتی برای ایستادن دوباره کنار هم

متن بیانیه دبیر این جشن به شرح زیر است:
هنرمندان و سینماگران عزیز، اهالی شریف رسانه، میهمانان ارجمند و اعضای گرامی انجمن منتقدان، امشب ما در تالار قلم گرد هم آمده‌ایم، نه فقط برای برگزاری یک جشن، بلکه برای پاسداشت جادویی که نامش سینماست. سینما، حافظه زنده یک ملت است؛ آینه‌ای که شکست و شکوه، غم‌ها و شادی‌هایمان را بازمی‌تاباند و ما را دوباره با خودمان روبه‌رو می‌کند. زخمی است که هم‌زمان مرهم است و فانوسی که در تاریک‌ترین راهروهای تاریخ، جرقه‌ای از امید را روشن می‌کند و این همان معجزه‌ای‌ست که سینما را یگانه و جاودانه کرده است.

پانزدهمین جشن منتقدان، فرصتی است برای ایستادن دوباره کنار هم، برای یادآوری اینکه سینمای ایران، با همه رنج‌ها و تنگناها، هنوز شرافت‌مندانه می‌تپد و زندگی را بی‌صدا به ما بازمی‌گرداند. امشب، بیش از آنکه مراسمی برای تقدیر باشد، لحظه‌ای‌ست برای دوباره باور کردن نیروی سینما؛ همان نیرویی که ما را کنار هم نگه داشته و چراغ فردا را روشن می‌کند.

در این دوره از جشن منتقدان، برای نخستین‌بار، آکادمی جشن، مسئولیت سنگین داوری سه سال اکران سینمای ایران را برعهده گرفت. کاری طاقت‌فرسا و دقیق که ثمره‌اش، ارزیابی ۲۰۷ فیلم در گستره‌ای وسیع از ژانرها، زبان‌ها و جهان‌بینی‌ها بود.

ما باور داریم که سینمای ایران، در این بزنگاه تاریخی، نه تنها به تندباد شهرت و بازار، که به بادهای پالایشگر کیفیت نیاز دارد. در چنین زمانه‌ای، بیش از همیشه نیازمندیم به دل‌های پاک، به قلم‌های بی‌تعارف و به وجودهای دلسوزی که چشم به حقیقت دارند، نه منفعت. بیایید کنار هم بمانیم. نگذاریم هر جریان یا هیاهویی بین ما، بین دلسوزان سینمای نجیب ایران، دره‌ای از سوءتفاهم و جدایی حفر کند.

سینما، پیش از هر چیز، خانه دل‌های روشن است و منتقد، فانوس‌دار این خانه در تاریکی‌ها. سینمای ما سال‌هاست از تک‌صدایی ملال‌آور رنچ می‌برد، از تکرار بی‌پایان جهان‌هایی که نه تازه‌اند، نه راستین. گویی دوربین‌ها جرأت عبور از قاب امن عادت را ندارند. ما، به جای تنوع طعم‌ها، یک غذا را در صد بشقاب سرو می‌کنیم و هنوز انتظار داریم مخاطب، با اشتیاق، لقمه آخر را هم ببلعد. نه! سینما با تک‌صداها نمی‌بالد. با فراموشی مخاطب زنده نمی‌ماند. وقتی ژانرهای فراموش‌شده، وقتی طنز به ابتذال و درام به زاری بدل می‌شود، یعنی ما به شعور و ذائقه تماشاگر پشت کرده‌ایم.

مخاطب ما بی‌سلیقه نیست، تحقیرش کرده‌اند. با آثاری که نه تخیل را قلقلک می‌دهند، نه اندیشه را. نه می‌خندانند، نه می‌گریانند. بلکه فقط می‌گذرند؛ مثل نسیمی که یادش نمی‌ماند. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید دوباره به تنوع، شهامت و تجربه‌گری بازگردد. باید جسارت کند، در روایت، در فرم، در لحن، در فهم مخاطب. و این آغاز نمی‌شود مگر با صدای منتقد، با واژه‌هایی که نه از سر خشم، که از سر عشق، آینده را صدا می‌زنند.

ما در کشوری با اقلیم‌های متنوع، فرهنگ‌های رنگارنگ، اسطوره‌های زنده و زخم‌های عمیق، چرا باید فقط یک قصه را در صد فرم یکسان تکرار کنیم؟ و در این میانه، سینمای ما از زخمی عمیق رنج می‌برد: فقر ژانر، یعنی فقر تخیل. ما در کشوری با صدای هزار روایت، چرا فقط یک لحن را تکرار می‌کنیم؟ وقتی کمدی به هجو بدل می‌شود، ملودرام به زاری و عاشقانه به سانسور، یعنی خطر از قاب گذشته و به روح رسیده است.

سینمای ما از فقر ژانر نمی‌رنجد؛ در آن جان می‌سپارد. وقتی هفت هنر را به چهار نما تقلیل می‌دهیم و خیال را در یک قاب بسته محبوس می‌کنیم، نه درام رشد می‌کند، نه کمدی می‌خنداند، نه عشق می‌سوزاند. این فقر، فقط فقدان تکنیک نیست؛ فقدان شهامت است. شهامت نگاه تازه، شهامت تجربه‌گری، شهامت پذیرش مخاطبی که می‌فهمد و شعورش را به بازی نمی‌گیرد. ما به نام مردم، از مردم دور شده‌ایم. مخاطب، قربانی سهل‌انگاری ما شده؛ نه چون او ذائقه ندارد، بلکه چون ما طعم تازه‌ای به او نچشاندیم. نه چون او خام است، بلکه چون ما خام‌فروشی کردیم و این درد، درد یک نسل است که به جای سینما، فقط سایه‌اش را دیده؛ سایه‌ای بی‌ژانر، بی‌خون، بی‌غرور. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید از روی خاکستر خودش عبور کند. باید دوباره یاد بگیرد که ترس را بیافریند، عشق را بی‌پرده روایت کند، کمدی را از لودگی نجات دهد و مرگ را، نه با آه، بلکه با سکوتی سینمایی به تصویر بکشد.

اینجا نقطه جوش است، یا تبخیر می‌شویم یا تبدیل و در این میانه، باید چشم باز کنیم به واقعیت سخت تولید. امروز، هزینه‌های سرسام‌آور، بخش خصوصی را فلج کرده است. جریان تولید، در گل‌مانده است و بسیاری، دیگر نه به ساختن، که به بقا فکر می‌کنند. ما در زمانه‌ای ایستاده‌ایم، که فردا، مبهم‌تر از همیشه است. بلاتکلیفی، در همه‌جا خانه کرده؛ در سرمایه‌گذاری، در مجوز، در نمایش و حتی در اعتماد و با این‌همه، هنوز یک چیز هست که می‌توان به آن دل سپرد: سینما. سینما، در دل این آشوب فقط هنر نیست؛ پناه است. شاید آخرین امید جمعی ما باشد برای اینکه دوباره باور کنیم به دیدن، به فهمیدن، به بودن. به پانزدهمین جشن منتقدان خوش آمدید. با افتخار، با امید و با ایمان به سینما.»

اواسط صحبت‌های دبیر بخشی از برق سالن و صحنه نمایش قطع شد و گودرزی ادامه متن بیانیه را بدون میکروفن خواند.

در ادامه مراسم کلیپی از درگذشتگان سینما در ۳ سال اخیر پخش شد و بیتا موسوی خبرنگار سابق سینما در جنگ ۱۲ روزه ۳ تن از اعضای خانواده ازجمله برادر، همسر برادر و برادرزاده خود را از دست داد که هیئت مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران یاد شهدای این خانواده را گرامی داشتند.

بیتا موسوی در ادامه این مراسم گرامیداشت گفت: از انجمن منتقدان تشکر می‌کنم بابت برگزاری این گرامیداشت تشکر می‌کنم. از روز ۲۵ خرداد که این اتفاق افتاد تمام همکارانم در سینما و مطبوعات همواره کنار من بودند و به من کمک کردند تا با این غم کنار بیایم.

وی افزود: امیدوارم هرگز هیچ آدم مظلومی در سرزمین من قربانی جنگ و سیاست نشود. امیدوارم هیچ شخصی در یک ظهر تابستانی همراه با خانواده‌اش قربانی جنگ نشود. از آن خانواده فقط محمد به یادگار برای من باقی مانده است. محمد نور زندگی من است و امیدوارم با کمک شما نگهدار خوبی برای این یادگار ارزشمند باشم.

سپس جعفر گودرزی بیان کرد: خیلی از ایرانیان عزیز زندگی‌شان به قبل و بعد از جنگ ۱۲ روزه تقسیم شده است و زندگی بیتا نیز دیگر مانند پیش از جنگ نمی‌شود.

محمد موسوی فرزند شهید و برادرزاده بیتا موسوی در ادامه تصریح کرد: بابت برگزاری مراسم گرامیداشت خانواده‌ام بسیار تشکر می‌کنم. امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از کشور ما دور شود.

تجلیل از فرشته صدر عرفایی و جایزه ویژه برای سروش صحت

سپس از فرشته صدر عرفایی، بازیگر سینما تجلیل شد. وی به دلیل حضور در خارج از ایران در این مراسم حضور نداشت و در ویدئویی عنوان کرد: از تمام کارگردانان، فیلمنامه نویسان، همکاران پشت صحنه و همبازیان عزیزم تشکر می‌کنم. امشب برای من هم شب بزرگی است زیرا بزرگداشت دوست قدیمی و عزیز من حسن پورشیرازی نیز برگزار می‌شود. بازی درخشان او در فیلم «پیر پسر» برای همه ما مانند کلاس درس است.

در ادامه جایزه ویژه جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران توسط به سروش صحت برای کارگردانی فیلم «صبحانه با زرافه‌ها» اهدا شد.

سروش صحت پس از دریافت جایزه عنوان کرد: خیلی خوشحال و هیجان‌زده هستم زیرا این جایزه بسیار مهم است و از طرف منتقدان و نویسندگان سینما اهدا می‌شود. هر فیلمی یک کار تیمی است و من به نمایندگی از تمام عوامل اینجا هستم. هرکدام از ما یک بهشت در ذهنمان داریم که دوست داریم در آنجا صبحانه بخوریم، بهشت ذهنی من و ایمان صفایی «صبحانه با زرافه‌ها» بود. امیدوارم روزی تمام ایرانی‌ها بتوانند در بهشت ذهنی‌شان صبحانه بخورند!

در ادامه جایزه بهترین دستاورد فنی به سهیل دانش اشراقی برای طراحی صحنه فیلم «خائن کشی» اهدا شد.

وی پس از دریافت جایزه گفت: این جایزه خیلی ارزشمند است، زیرا اگر منتقدان نبودند، سینما نبود. از علی اوجی و استاد کیمیایی عزیز تشکر می‌کنم.

سپس جایزه بهترین مهندسی صدا به مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور سراج برای فیلم «موقعیت مهدی» اهدا شد.

عباس یاری، منتقد سینما که برای اهدای جایزه روی صحنه آمده بود، گفت: وقتی این تندیس و لوح‌ها را تماشا می‌کردم یادم آمد که سال ۷۷ در اولین دوره اهدای جوایز انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی یک روز جمعه امیر اثباتی و من به دفتر مجله فیلم رفتیم و دیپلم‌های افتخاری آماده کردیم تا به آقای بیضای، انتظامی، سوسن تسلیمی و علیرضا زرین دست تقدیم کنیم. یادی می‌کنم از رفیق رفته‌ام مسعود مهرابی عزیز که پس‌فردا تولدش است اما میان ما نیست. او تا زمان رفتنش اجازه نداد تیم سه‌نفره مجله فیلم از هم بپاشد.

دیپلم افتخار بهترین موسیقی به مسعود سخاوت‌دوست برای فیلم «موقعیت مهدی» و تندیس بهترین موسیقی متن با ستار اورکی برای فیلم «خائن‌کشی» اهدا شد.

اورکی پس از دریافت جایزه گفت: درگذشت استاد احمد پژمان را به جامعه هنری تسلیت می‌گویم. ما امروز بزرگی را ازدست دادیم که فکر نمی‌کنم دیگر مانند ایشان زاده شود. این جایزه را به استاد مسعود کیمیایی تقدیم می‌کنم که پای پیانو بسیار از ایشان آموختم.

سپس جایزه بهترین تدوین به حسن حسن‌دوست برای فیلم «پرویزخان» اهدا شد.

جایزه بهترین فیلم اول برای «جنگل پرتقال»

جایزه بهترین فیلم اول هم به آرمان خوانساریان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد و وی پس از دریافت جایزه عنوان کرد: از وقتی که فیلم ما آماده شد خیلی حال و هوای جشن نداشتیم اما امروز پس از ۳ سال از تمام کسانی که برای ساخت این فیلم کنار ما بودند، تشکر می‌کنم.

در ادامه این جشن مهناز افضلی، حامد بهداد، رضا بابک و رضا صائمی برای تجلیل از حسن پورشیرازی بازیگر سینما روی صحنه آمدند.

حسن پورشیرازی پس از دریافت لوح تجلیل گفت: از منتقدان عزیز تشکر می‌کنم که سال‌هاست من را حمایت می‌کنند. منتقدان از شبی که در برج میلاد فیلم «پیرپسر» اکران شد تا امروز از ما حمایت کرده‌اند.

وی تاکید کرد: امروز هم استانی عزیز من آقای پژمان را از دست دادیم و از این بابت بسیار متأسفم. این تقدیر را به روح بزرگ داریوش مهرجویی تقدیم می‌کنم که بسیار از او آموختم. همچنین از تمام کسانی که من را تا اینجای کار حمایت کردند، بسیار سپاسگزارم. اکتای براهنی از تو ممنونم که به من اعتماد کردی تا در کنار هنرمند درجه یک سینما حامد بهداد، لیلا حاتمی، محمد ولی زادگان و همه عزیزان کار کنم.

در ادامه حامد بهداد مطرح کرد: جایزه‌های زیادی بین ما سینماگران رد و بدل شده ولی شبی را به خاطر دارم که از دست آقای داریوش مهرجویی جایزه گرفتم. کلیپ درگذشتگان را که می‌بینیم، متوجه می‌شویم چه اعتبارهایی در سینما بودند که از دست داده ایم.

وی درباره شخصیت حسن پورشیرازی بیان کرد: بازیگری گاهی ساده و گاهی طاقت فرسا است. چهار فیلم سینمایی و یک تئاتر با حسن پورشیرازی کار کرده‌ام. ورود همه بازیگران برای حضور در این فیلم سخت بود و در سکانس آخر و در ماه‌های آخر همه ما شاهد اتفاقی بودیم که برای حسن پورشیرازی افتاد و او با اعصابی خراب هر روز به جنگ این نقش می‌آمد. حسن را نگاه می‌کردم و می‌دیدم که در ماه آخر جان خود را از دست داده و دیوانه‌وار به صحنه می‌آمد.

حامد بهداد تاکید کرد: گاهی برای بازی یک سکانس گریه می‌کرد. همان روزها می‌دانستم که حسن مزد خود را برمی‌دارد و این رنجی که می‌کشد به بار خواهد نشست. همیشه منتظر بودم او مزد خود را بگیرد. من این روز را می‌دیدم که همه جلوی پا او ایستادند.

حسن پورشیرازی در پایان گفت: دعا کنید که فیلم ما به اسکار برود.

در ادامه مراسم دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری به آرمان فیاض برای فیلم «برف آخر» و تندیس این بخش به مسعود سلامی برای فیلم «خائن‌کشی» اهدا شد.

سلامی در ادامه گفت: بسیار خوشحالم که این جایزه را برای فیلم آقای کیمیایی می‌گیرم. امیدوارم امثال آقای کیمیایی سالیان سال برای این سینما بمانند و فیلم بسازند.

در ادامه این مراسم جایزه بهترین بازیگر مکمل زن به صدف اسپهبدی برای فیلم «علفزار» اهدا شد.

وی پس از دریافت جایزه گفت: آرزویم این بود که تندیس جشن منتقدان را دریافت کنم. از شما خواهش می‌کنم که به افتخار پدر و مادرم دست بزنید چون امروز در سالن هستند.

دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل مرد به علیرضا ثانی‌فر برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این بخش به مجید صالحی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.

ثانی‌فر پس از دریافت دیپلم افتخار گفت: من بازیگری را کنار حامد بهداد یاد گرفته‌ام و اعتقاد حامد این بود که من پس از ۴۰ سالگی موفق می‌شوم اما امروز که آقای پورشیرازی را دیدم یاد گرفتم که باید بیشتر تحمل کنیم. علی زرنگار «علت مرگ نامعلوم» را با خون دل ساخت و من این دیپلم را به نمایندگی از تمام بازیگران «علت مرگ نامعلوم» دریافت می‌کنم.

مجید صالحی سپس بیان کرد: امروز باید از ثانی‌فر حلالیت بطلبم زیرا من مجید دلبندم را از او دزدیدم که سرنوشتم را عوض کرد. منتقدان از یک جایی مسیر زندگی من را عوض کردند. سال‌ها کمدی بازی می‌کردم اما دیگر دچار تکرار شده بودم. ۲ نقد برای من نوشته شد و پس از آن سعی کردم مسیر بازیگری‌ام را عوض کنم. دلمان برای ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا، باران کوثری و کتایون ریاحی تنگ شده است. امیدوارم شرایط برای حضور این عزیزان فراهم شود.

دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن به الناز شاکردوست برای فیلم «بی‌بدن» اهدا شد. او به دلیل حضور در خارج از کشور در این مراسم نبود.

پس از آن تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن هم به سارا بهرامی برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.

سارا بهرامی پس از دریافت جایزه بیان کرد: این افتخار را دارم که برای بار دوم این جایزه را دریافت می‌کنم و از آرمان خوانساریان تشکر می‌کنم.

و پس از آن جایزه خلاقیت در بازیگری به امین حیایی اهدا شد. حیایی در سخنانی کوتاه گفت: درست است که بسیاری از بزرگان سینما امروز از کنار ما رفته اند اما باید قدر همین خانواده کوچک و قدر داشته‌هایمان را بدانیم و این افراد را در این خانواده تنها نگذاریم.

در ادامه دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد هم به بانیپال شومون برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این بخش به میرسعید مولویان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.

بانیپال شومون پس از دریافت جایزه گفت: این اولین جایزه سینمایی من است و خیلی خوشحالم که این جایزه را از انجمن منتقدان دریافت می‌کنم.

وی با یادی از ۳ هنرمند آشوری در ایران گفت: آرزو دارم فارغ از هر مذهب، نژاد و قومیتی بتوانیم روزی آزادانه باهم در این خاک کار کنیم. به عنوان یک بازیگر آشوری این جایزه را به جامعه آشوری‌ها و هنرمندان بی‌صدایمان تقدیم می‌کنم.

میرسعید مولویان در ادامه این مراسم عنوان کرد: آرزوی من این بود که اولین جایزه ام، جایزه انجمن منتقدان باشد. من این جایزه را روی قلبم می‌گذارم.

تجلیل از جواد طوسی منتقد باسابقه سینما

سومین بزرگداشت این مراسم به جواد طوسی منتقد باسابقه سینما تعلق داشت. طهماسب صلح‌جو و غلام‌عباس فاضلی برای این بخش از برنامه روی صحنه آمدند.

جواد طوسی سپس روی صحنه آمد و بیان کرد: در ابتدا ادای احترامی دارم به کسانی که برای حفظ استقلال و پایداری این سرزمین رخ در نقاب خاک کشیدند و یادی دارم از درگذشتگان قدیم و جدید سینمای ایران. در گذر از کابوس جنگ ۱۲ روزه و فضای پرتنشی که مکانیزم ماشه همچنان بالای سر ماست، برگزاری بزرگداشت برای من حقیر معنایی ندارد. بزرگداشت واقعی را باید برای مردم این سرزمین برگزار کرد که صبورانه این روزگار سخت را قبول می‌کنند.

وی افزود: نظر لطف و تشکر صنفی بزرگداشت انجمن برای من به عنوان نماینده یک نسل بسیار ارزشمند است. هنوز جای امید روحانی، هوشنگ گلمکانی، شهرام جعفری‌نژاد و بهزاد عشقی منتقدان هم‌نسل من در اینجا خالی است.‌

مسعود کیمیایی در شب تجلیل از جواد طوسی برای این منتقد پیام مکتوبی ارسال کرده بود که توسط مجری قرائت شد.

در بخش پایانی مراسم تندیس بهترین فیلمنامه به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.

این کارگردان پس از دریافت جایزه بیان کرد: این جایزه را به تمام فیلم‌های توقیف شده در طول این سال‌ها و به خصوص سال‌های اخیر تقدیم می‌کنم. فیلم‌هایی که هرگز رنگ پرده را ندیدند و فیلم‌هایی که سینمای ایران بخشی از اعتبارش را به آنها مدیون است.

همچنین تندیس بهترین کارگردانی نیز به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.

زرنگار مجدداً روی صحنه آمد و گفت: تجلیل مجدد از این فیلم برای من به معنای تجلیل از سینمای مستقل است. سینمای مستقل فقط با حضور هنرمندان مستقل به وقوع می‌پیوندد.

آخرین جایزه این جشن و تندیس بهترین فیلم به مجید برزگر برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.

مجید برزگر پس از دریافت این جایزه بیان کرد: سینمای ایران یعنی همه سینما و آنچه که سانسور می‌شود هم بخش مهمی از سینمای ایران است. اکران آنلاین هم بخشی از سینمای ایران است. انجمن می‌تواند در جشن بعدی فیلم‌های دیگری هم لحاظ کند.
https://cinemaideal.ir/vdca.anmk49nuy5k14.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

پربيننده ترين
آخرین عناوین